یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

از چه بنویسم


از چه بنویسم؟؟


از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟

یا از دلی که سوتو کور است؟

از چه بنویسم؟


از چه بنویسم؟؟


از آسمانی که همیشه در حال عبور است؟

یا از دلی که سوتو کور است؟

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟

از خاطراتی که با تو در باران خیس شد؟

یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟

از چه بنویسم ؟؟

از نامه هایی که هیچوقت بسویت نفرستادم ؟

یا از ترانه هایی که هرگز برایت نخواندم؟

از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم؟

یا از بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟

من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم…

من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را رویش حک کنیم…..

من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد…

javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: چهار شنبه 17 آبان 1391برچسب:خاطره,دلنوشته,خیس,سرود,مهربان,غزل,ترانه,نامه,درخت,پنجره,فرصت,اسم,عطر,منتظر,
  • دلتنگی

    برای تو نامه ای می نویسم…
    دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.
    دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
    نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !
    تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.
    تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…
    پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!
    فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!
    خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: جمعه 5 آبان 1391برچسب:تنها,دنیا,دلنوشته,زیبا,سنگین,شکسته,پنجره,عاشق,جاده,دیوار,خون بها,
  • به تماشا سوگند

    به تماشا سوگند

    و به آغاز کلام

    و به پرواز کبوتر از ذهن

    واژه اي در قفس است

    هر که در حافظه ي چوب ببيند باغي

    صورتش در وزش بيشه ي شور

    ابدي خواهد ماند

    هر که با مرغ هوا دوست شود

    خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود

    آنکه نور از سر انگشت زمان برچيند

    مي گشايد گره پنجره را....

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: سه شنبه 2 آبان 1391برچسب:تماشا,سوگند,شعر,زیبا,مرغ,هوا,پنجره,بیشه,شور,انگشت,کبوتر,ذهن,جهان,قفس,,
  • بعضي روزا حس مي کنم،هنوز توهم بـه يادمي

    ديگه تورو نمي بينم ،‌شبها کنار پنـجره

    من موندم واين کوچه وعمري که داره ميگذره

    وقتي که دلتنگت مي شم حس مي کنم کنــارتم

    اين آخرين پاييزيه ، که من در انتظارتم

    ميخواي بياميخواي نياديگه گذشت آب از سرم

    منم مي خوام مثل خودت از هرچي دارم بگذرم

    از عشق تو بگذرم و راحــت شم از دلواپسي

    ديره اونروزي که بخواي بياي به دادم برسي

    اون عکس يادگاريتم ،‌هنـوز کنج اتـاقمه

    گاهي بهش زل مي زنم ،‌با چشمي که پر ازغمه

    بعضي روزا حس مي کنم،هنوز توهم بـه يادمي

    اما يادم مي افته تـو گفتي کـه بي خيالمي

    من مي دونم الان دلــت پشيمون از دل کندنه

    از راه دور حرف دلت،‌رو عکست اينجا مي زنه

    راستش الان تنهاييام و‌با خـدا خلوت مي کنم

    درد و دلامو گوش مي ده و.......

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: شنبه 29 مهر 1391برچسب:دلنوشته,زیباترین,بهترین,دلواپسی,توهم,غم,تنها,خلوت,دل,عکس,هنوز,شب,پنجره,عشق,انتظار,
  • قلب گوشه ندارد



    از خورشید می گریزم

    و به دنبال تو می گردم

    تا در خیال

    به خلوت شب های تو برسم

    ...

    می خواهم در گوشه ی قلب ات

    یک کُنج رنگی

    فقط برای من باشد !

    اما نه خاکستری ،

    بگذار قرمز باشم !

    در یک دشت سبز

    زیر آسمانی که آبی ِ آبی است

    و کلبه ای

    که هیچکس بجز تو

    راه به آنجا ندارد .

    ...
    پروانه ای پشت پنجره بال می زند !

    و یادم می آورد

    که قلب گوشه ندارد .

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: چهار شنبه 26 مهر 1391برچسب:دشت,اسمان,گوشه,قلب,خاکستری,خلوت,قرمز,کلبه,پروانه,پنجره,گوشه,هیچکس,دشت,سبز,خورشید,,
  • هــــــــزاران

    ماه را دوست ندارم
    و تو ميخواستي ماه دنياي من باشي
    هرشب كه از پس ابرها مي ايد
    به پشت پنجره
    هزاران نگاه مشتاق
    هزاران دعا
    هزاران ذكر
    هزاران اشك
    هزاران اه
    هزاران انتظار
    هزاران قرار
    هزاران هزار اتفاق
    چشم به راه اويند
    اما
    من ستاره اي را دوست دارم
    كه شريك هيچ نگاهي نباشد
    كه از مستي اين همه اشتياق سرگردان در سير خود نچرخد
    ماه
    هرشب كه ميرود در سحرگاه
    نويد بازگشتش را ميدهد
    اما
    چه تضميني ست
    كه در پشت پنجره
    ان نگاه مانده باشد؟
    نه...
    دلزده ام
    از افسونگري و دلربايي
    من ستاره اي دور ميخواهم
    كه نگاهش هرزه گرد نباشد...

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:دلنوشته,دلربا,نگاه,هرزه,تضمین,پنجره,سحرگاه,ستاره,شریک,دعا,ذکر,انتظار,اشک,اتفاق,مشتاق,ابر,,
  • لحظه هاي شب با باران گره خورد تا صبح

    لحظه هاي شب با باران گره خورد تا صبح
    هي باريد بر پنجره
    و مرا بيدار نگاه داشت
    توهم بيدار بودي
    تنها در بستر بيماريت به چه فكر ميكردي؟
    ترنم ملايم لالاييم را بر خود شنيدي؟
    سرشار از رهاييست
    سرشار از بوسه هايي كه درد هايت را به يغما ميبرد
    خدا را ميبويي
    او كه در رنگ پريدگي اين روزها بيشتر بر قلبمان ميخندد
    باز هم حس ميشود
    و كساني كه در تردد آمد و رفت اين ايام كنار ما ميمانند
    سلامي ميدهند
    و حالي ميجويند....
    نميتوانم بخوابم
    نميتوانم بي تو بخوابم
    فضاي اطاق را بوي عطر مادرم پر كرده است
    به خوابي شيرين رفته است
    تمام دلهره هايم را
    كنار آرام بي قرار اين شبها نفس ميكشم
    من
    اين چشمها را به ياد تو بوسيده ام
    اين باران امشب با دل من همراه است
    خوب من اندكي بخواب
    من بيدارم دربرت...

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:سرشار,عطر,مادر,نفس,امشب,اندک,خواب,درد,پریدگی,فضا,اتاق,دلنوشته زیبا,بیمار,صبح,پنجره,یغما,
  • بهانه هاي بي اجازه..

    هرچقدر هم پاي پنجره مي ايستم
    و قلبم را به وضوح برايش حك ميكنم و بالبان خسته ام پر اشتياق برايش ميگويم
    فرقي ندارد
    از شيار نفسهايم مي گريزد
    به جغرافياي مسلولم نمي آيد
    دستان خسته اش را
    ميدهد به تنهايي
    نامش را مي گذارد
    بهانه هاي بي اجازه..
    سكوت خيانت كرده بر بندهايي كه قرار بود
    پيوند آرامشي باشد
    حرفهاي مرا به معصيتي ببخش كه پافشاري ميكند براي ماندن
    آنچه را پيشكش چشمهايت كرده ام
    پناه آسمانم هست
    قلب من
    از چيدمان آدمها خاليست..
    ترديد بي طاقتيست
    بايد براي اين ازدحام سكوت تو
    و بي قراري من
    فكري كرد
    آخر
    به واقع برعكس است
    نمودي چنين دارد

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: یک شنبه 23 مهر 1391برچسب:چنین,دلنوشته,ازدحام,سکوت,بی طاقت,بی اجازه,خیانت,اشتیاق,نفس,پنجره,تنها,فکر,بی قراری,
  • .:حسودی میکنم:.

    حسودی میکنم
    به کبوترانی که پشت پنجره اتاقت
    لانه کرده اند
    به تمام ساعتهایی
    که منتظرت میمانند

    حسودی میکنم

    به اینکه میمیرند
    اگر روزی به دیدنشان نیایی
    میدانم دانه برایشان بهانه است
    تشنه چشمانت هستند
    درست مثل من
    حسودی میکنم
    به آنها که هر روز برای دیدنت
    بهانه ای دارند…
    کاش میشد
    کاش میشد هر روز
    هر ساعت
    هر لحظه
    بی دلیل
    تو را با تمام وجود در آغ وش بگیرم
    و فخر بفروشم به تمام
    پرندگانی که هر روز
    پشت پنجره ات صف میکشند

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: جمعه 21 مهر 1391برچسب:اغوش,حسود,تشنه,چشم,بهانه,ساعت,لحظه,کبوتر,فخر,پنجره,دلیل,,
  • درد مرا چه کسی میفهمد؟

    درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند......معنی کور شدن را گره ها می فهمند.........

    سخته بالا بروی ،ساده بیایی پایین....... قصه تلخ مرا سرسره ها می فهمند....

    یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن،چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند.....

    افسوس که نگاهت را پنهان کردی..... وتو به من یا د دادی که آرزوهایم را پنهان کنم ودر

    سوگ نرسیدن به آنها فقط سکوت کنم

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: یک شنبه 9 مهر 1391برچسب:پنجره,ارزو,سکوت,فریاد,افسوس قصه,تلخ,پنهان,,
  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 154 صفحه بعد


    narvan1285

    نارون

    narvan1285

    http://narvan1285.loxblog.ir

    یک نفس تا خدا

    از چه بنویسم

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا